مرتضی صفری، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانغربی در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: خوی، تنها یک جغرافیا در شمالغرب ایران نیست؛ خوی، «دارالقرار»ِ عشاق است، جایی که خاکش بوی غبار ردپای عارفان را میدهد، در قلب این شهر کهن، سالیان سال، ستونهای سنگی منارهای بینامونشان، به نظاره تاریخ نشسته بود و هزاران دلدادهی طریقت عشق، در جستوجوی نشانهای از مراد مولانا، سرگشته کوچههای آن بودند، امروز که بارگاه شمس تبریزی به روزهای بلوغ و شکوه خود نزدیک میشود، نه تنها سنگها و آجرها، بلکه تاریخ همت و عشق مردمان این دیار و مدیران دلسوز این سرزمین است که جان میگیرد.
فصل انتظار و گشودن راهی به سوی حریم یار
حدود دو دهه پیش، گویی خوی در خوابی زمستانی بود و مزار آن خورشید حقیقت، در محاصره غفلتها و ساختمانهای بیقواره، نفسش به شماره افتاده بود، فرآیند آزادسازی پلاکهای اطراف این محوطه تاریخی، آغازی بود بر پایان این مهجوری؛ آزادسازی هفت هزار مترمربع فضا، نه یک فعالیت عمرانی صرف، که یک اقدام جهادی بود برای گشودن راهی به سوی حریم یار.
ادارهکل میراثفرهنگی استان، با درک این ضرورت که باید حریم این عارف بزرگ از بند آهن و سیمان مدرن آزاد شود، گام نخست را برداشت تا زمینهساز توسعه و ساماندهی این مکان مقدس شود، آن روزها، هر کلنگی که بر زمین میخورد، گویی پژواک فراق مولانا در قونیه بود که در گوش خوی میپیچید تا شاید مرهمی بر زخم این جدایی ابدی باشد.
جستوجو در آینه طرحها
ایده احداث بنای بارگاه، نه یک تصمیم آنی، که برآمده از کاوشهای باستانشناسی و تائیدات شمسپژوهان و باستانشناسان بهنام بود، شواهد تاریخی مدفون در گورستان کهن این محوطه، گواهی میداد که اینجا همان مأمن نهایی است، در سال ۱۳۹۱، فراخوانی منتشر شد تا طرحی در خور آن پیر روشنضمیر بیابیم، ۴۰۰ طرح به دبیرخانه رسید، اما گویی هیچکدام توان آن را نداشتند که «شیدایی شمس» را در کالبد معماری به تصویر بکشند؛ هیچکدام نتوانست نظر داوران سختپسند را جلب کند.
در میانه این تردیدها بود که طرح دکتر نادر اردلان، معمار برجسته ایران، همچون نوری در تاریکی درخشید، او که خود در مسند داوری بود، سرانجام آستین همت بالا زد و طرحی ارائه کرد که بعدها آن را «وصیتنامه مهندسی» خود نامید؛ این طرح، پیوندی بود میان هندسه عرفانی و هنر اصیل ایرانی؛ تلاشی برای ساختن بنایی که فراتر از آجر و ملات، روحی از معنا در خود داشته باشد.
شتاب همت در سالهای اخیر
عملیات اجرایی، پس از کاوشهای سال ۱۳۹۵، مسیری پرفراز و نشیب را پیمود، حقیقت را باید گفت که در هفت سال نخست، پروژه چنان که باید جان نگرفت و پیشرفت ۲۲ درصدی، گویای همان رخوت تاریخی بود، اما وقتی اراده با امکان پیوند خورد، معجزه رخ داد، تفاهمنامه سهجانبه میان وزیر میراثفرهنگی، استاندار آذربایجان غربی و نماینده مردم خوی و چایپاره، نقطه عطفی بود که طلسم کندی را شکست، با پیگیریهای شبانهروزی و تخصیص اعتبارات ویژه سازمان برنامه و بودجه و نگاه ویژه وزیر محترم، و استاندار پرتلاش آذربایجان غربی، پروژه بارگاه شمس از لاک سکون بیرون آمد، اکنون، در این روزهای سرنوشتساز، این بنا با ۳۵۰۰ مترمربع فضای مسقف در دل هفت هزار مترمربع عرصه، گامهای نهایی خود را به سوی افتتاح برمیدارد؛ پروژهای که دیگر نه یک ساختمان، بلکه یک «پیشران فرهنگی» برای کل استان است.
رکوردهایی از جنس عشق و غیرت
در طول اجرای این پروژه، رکوردهایی ثبت شد که شاید در هیچ کتاب مهندسی رسمی نیاید، اما در کتاب خاطرات خوی جاودانه خواهد ماند، حضور همزمان ۱۶۷ کارگر در کنار ۱۲ استادکار چیرهدست سنتیکار، صحنهای بود از غیرت مردانی که کار برای شمس را افتخاری بزرگ میدانستند.
یکی از چالشهای نفسگیر، ساخت گنبد بود؛ سازهای تلفیقی از فلز و آجرکاری پیچیده. کارشناسان امر، بازه زمانی ۳۵ تا ۴۰ روز را برای اجرای آجرچینی آن پیشبینی کرده بودند، اما غیرت ۸ استادکار و ۴۰ کارگر که شب و روز نمیشناختند، این ناممکن را در تنها ۳ روز به ممکن بدل کرد، این نه یک رکورد مهندسی، که یک «کرامت عمرانی» بود؛ گویی هر آجر که بر جای نشست، با ذکر و دعا همراه بود تا این گنبد، به یادگار نسل ما برای آیندگان بماند.
مسیر عرفانی، میعادگاه جهانی
چشمانداز ما برای بارگاه شمس، محدود به مرزهای ایران نیست، بهرهبرداری از این بارگاه، آغازگر فصل جدیدی در گردشگری دینی و عرفانی کشور است، ما در حال ترسیم یک «خط سیر عرفانی و مذهبی» هستیم؛ مسیری که از مسجد جامع هزارساله ارومیه آغاز میشود، در بارگاه شمس خوی به اوج میرسد و به قرهکلیسای چالدران و کلیسای زور زور ماکو پیوند میخورد، این مسیر، نمادی از گفتوگوی تمدنها، ادیان و آیینهاست؛ دعوتی جهانی برای تمام مشتاقان حقیقت که میخواهند از خاک خوی تا قونیه، نغمهی عشق مولانا و شمس را بشنوند.
ما در آستانه روزهای بزرگ هستیم، خوی، با میزبانی از این بنای سترگ، دوباره به مرکز ثقل توجه عارفان و جهانیان تبدیل خواهد شد، این بنا، پیشکش ماست به تاریخ؛ به آنانی که در طول این سالها، با صبوری و ایمان، چشمانتظار این لحظه بودند. بارگاه شمس، چراغی است که دیگر هرگز خاموش نخواهد شد؛ خورشیدی که در خوی طلوع میکند تا گرمای معنویتش، تار و پود این کهنبوم را روشن نگاه دارد.
به امید روزی که در صحن این بارگاه، نوای شمس، آرامشبخش دل تمام گردشگران این مسیر عرفانی باشد و این بارگاه تبدیل به پیشران توسعه گردشگری فرهنگی، مذهبی و عرفانی شده و تحول گردشگری را نه تنها در خوی و آذربایجان غربی بلکه در سراسر ایران اسلامی به ارمغان آورد.
انتهای پیام/
نظر شما